گفتوگو با فاطمه بیرانوند

 

فرهنگ و ادب ...سه شنبه 4 اردیبهشت1386-سال اول-شماره 274 / روزنامه کارگزاران

 

 

گفت و گو با فاطمه بیرانوند

 

شهرزاد هاشمی ...........

 

فاطمه بیرانوند صفا و سادگی دارد . نمی دانم به کدام خصوصیت مردم و دیار لرستان تشبیه اش کنم . با ارامش و متانتی که دارد شعر می نویسد  و در جشنواره ها شرکت می کند . وی می گوید

برای شرکت در جشنواره ها و سمینار های ادبی نمی توانم تنها سفر کنم . اغلب از پدرم خواهش میکنم  که با من بیاید ، جوان هنرمند و ظریف طبع پر سکوت ما زیاد مطالعه می کند ، تشنه خواندن است .

 در جشنواره فلک الافلاک لرستان با تواضع و سکوتش نظرم را جلب کرد . از اینکه مثل فرزند خودم می توانستم با او حرف بزنم ، احساس سالخوردگی داشتم . شعرهایش از سن و سالش بزرگتر است . نگاه تلخ و امیخته به درد در اغلب اثارش دیده می شود.

فاطمه بیرانوند متولد شهرستان خرم اباد است و در حال حاضر دانشجو ست.

فاطمه میگوید: سال 84 شروع به شعر گفتن کردم و علت ان اشنا شدن با یک شاعر خرم ابادی بود ، متاسفانه وی از خرم اباد رفت . به هر حال ، طبع شعر گفتن من شکوفا شد . فاطمه می گوید : بیشتر شعر سپید می گویم و چندبار در جشنواره های شعر شرکت کرده ام اخیرا نیز در در جشنواره فلک الافلاک برنده شدم و در جشنواره شعر کردستان نفرسوم جشنواره شدم . در کانون پرورش فکری کودکان با زهرا رضایی اشنا شدم . زهرا رضایی حق استادی بر گردن من دارد.

ماهی ها مست می خوابند

هی در خود فرو رفته

هی مرد

جهان در چشمان تو

تصویر دوتکه ی زنی است که سال هاست

هیچ نوزادی را بالا نیاورده است

وقتی زمین با تمام انگشتانش از من برید

تو را به جهنمی که در انتهای سینه سنجاقک ها زبانه می کشید

بشارت دادم

دستت را که از روی سرم بر داری

سرم را از روی دستت برداشته ام

که همیشه یک نقطه در ته آب ها باقی ست

و ماهی ها هر شب مست می خوابند

چگونه بیافرینمت ((آکریما))

که غمت را

چلچله های سرزمین های دور دست به دوش می کشند

شاید اینجا شاعری شعر به خودش تزریق میکند

که جهان نئشه است

و من در دامان پیرزنی دیوانه به خواب می روم.

/ 1 نظر / 24 بازدید
رشید حیدری

سلام وبلاگتان زیبا و احساسی ست . دست مریزاد ! چشم به راه ام مرا سر بزن !